اینبار «نبودن» فقط در دل و خانه نیست، بلکه در **صحنههای روزمرهی زندگی** پخش شده:
کودکانِ کوچه، میدانِ میوه، میدانِ فوتبال. این انتخابها شعر را صمیمی و باورپذیر میکند.
فقط از نظر زبانی، برای روانیِ بیشتر، این نسخه خوشخوانتر است:
## نسخهی ویرایششده
جای تو خالی است
در خاطراتِ من
جای تو خالی است
پیشِ کودکانِ کوچه
جای تو خالی است
در میدانِ میوه
جای تو خالی است
در میدانِ فوتبال
اگر بخواهی کمی شاعرانهتر ولی هنوز ساده بماند، میشود:
## نسخهی نرمتر و ادبیتر
جای تو خالی است
در خاطراتِ من
جای تو خالی است
میانِ کودکانِ کوچه
جای تو خالی است
در شورِ بازار
در میدانِ میوه
جای تو خالی است
در هیاهویِ بازی
در میدانِ فوتبال
و اگر بخواهم در همین فضا ادامهاش بدهم:
جای تو خالی است
کنارِ نانِ گرم
در بوی عصرها
در خندههای جمع
جای تو خالی است
در کوچههای شهر
در ردِّ پای باران
بر سنگفرشِ درد
جای تو خالی است
هر جا که زندگیست
هر جا که نامِ عشق
آرام میتپد
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی