عنوان: `قدرِ دانایی و رسانایی`
قدرِ خواندن را آنکس داند که از تاریکیِ نادانی به روشنایِ آگاهی رسیده باشد.
خواندن، نگریستنِ ساده بر سطرها نیست؛
گشودنِ درهایِ معناست،
و قدم نهادن در راهِ فهم و دانایی است.
هر که خواندن را حرمت نگذارد،
از بسیاری دیدنها محروم ماند،
و از بسیاری دانستنها بیبهره گردد.
قدرِ نوشتن را آنکس شناسد که بداند اندیشه، تا نوشته نشود، گاه در غبارِ فراموشی گم میشود.
نوشتن، ثبتِ لفظ نیست؛
ساختنِ پل است میانِ ذهن و زمان،
تا آنچه امروز زاده میشود،
فردا نیز راهنما بماند.
قلم، حافظهی جان است
و نوشته، گواهِ بودنِ فکر و شعورِ انسان.
قدرِ تفکر را آنکس فهم کند که از سطح گذشته و به عمق رسیده باشد.
تفکر، گردشِ خاموشِ عقل است در میدانِ پرسش؛
سنجیدن است،
جستوجو کردن است،
و از ظاهر به باطن رسیدن است.
بیتفکر، دانستن، انباشتن است؛
اما با تفکر، دانستن، فهمیدن میشود.
قدرِ نقد را آنکس دریابد که خیرخواهی را از خردهگیری جدا بداند.
نقد، شکستن نیست؛
ساختن است.
کاستنِ عیب است
و افزودنِ صواب.
نقدِ درست، آیینهای است که کژی را مینمایاند
تا راستی، استوارتر بایستد.
آنجا که نقد نباشد،
خطا پنهان میماند
و رشد، کُند و کمجان میگردد.
قدرِ دقت را آنکس داند که لغزشِ کارهایِ شتابزده را دیده باشد.
دقت، نگهبانِ صحت است؛
پاسبانِ معناست؛
و میزانِ درستی در گفتار و رفتار و نوشتار است.
بسیار سخنها که از بیدقتی تباه شد،
و بسیار کارها که با اندکی تأمل،
به کمال و قوام رسید.
قدرِ تکرار را آنکس شناسد که راهِ مهارت را پیموده باشد.
تکرار، ملالِ بیهوده نیست،
اگر با فهم همراه باشد؛
بلکه نردبانِ توانایی است
و سببِ استواریِ دانش و تجربه.
آنچه یکبار خوانده شود، شاید دانسته شود؛
اما آنچه با تکرارِ آگاهانه همراه گردد،
در جان مینشیند و ماندگار میشود.
قدرِ توزیع و نشر را آنکس فهم کند که بداند دانایی، اگر در حبس بماند، برکتش کاسته میشود.
نشر، رساندنِ نور است از چراغی به چراغی؛
و توزیع، قسمت کردنِ خیر است میانِ دلها و دیدهها.
اندیشه، آنگاه زنده میماند که جاری شود؛
و نوشته، آنگاه اثر میکند که به دستِ اهلش برسد.
علمِ بینشر، گنجِ پنهان است؛
و سخنِ بیتوزیع، بذری است که در انبار بماند و به باغ نرسد.
آری،
خواندن، راهِ دریافت است؛
نوشتن، راهِ ثبت است؛
تفکر، راهِ ژرفا یافتن است؛
نقد، راهِ پالایش است؛
دقت، راهِ سلامت است؛
تکرار، راهِ مهارت است؛
و توزیع و نشر، راهِ گسترشِ خیر و آگاهی است.
پس خوشا کسی
که بخواند و بفهمد،
بنویسد و بیندیشد،
نقد کند و بیازارد نه،
دقت ورزد و نلغزد،
تکرار کند و فرسوده نشود،
و آنچه نیکو و سودمند است،
به نشر و توزیع،
در میانِ مردمان جاری سازد.
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی