با نامِ آنکه «میزانِ عدالت» را بر هر ميزانی استوار کرد و «فرجامِ پایان کار» را برای هر پدیدهای رقم زد. در این گام، به آخرین بخش از سوره مبارکه **«فجر»** (آیات ۲۱ تا ۲۸) میرسیم. این آیات، نقطهٔ اوجِ تقابل میانِ «خاک و جاویدگی» و «هیاهویِ باطل و آرامشِ حق» است. جایی که پردهها کنار میرود و حقیقتِ محض، نه در میانهیِ میدان، بلکه در حضورِ پروردگار آشکار میشود. --- ### پست شانزدهم: تفسیر عاشورایی سوره مبارکه «فجر» (آیات ۲۱ تا ۲۸) #### ۱.
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست اول: آیات ۱ تا ۱۴ ــ سوگند به سپیدهدمِ عاشورا، عبرتِ جبابره و پروردگارِ در کمینگاه ۱. مطلعِ شعرِ آزاد سوگند به سپیدهدمی که پرده از شبِ تار برمیدرد، و سوگند به ده شبِ رازآلودِ محرم، آکنده از اشک و عطش؛ سوگند به جفت و به تاق، به تنهاییِ غریبِ ظهرِ دهم در دلِ دشت! آیا خردمندان سرانجامِ قومِ عاد و کاخهایِ ستوندارِ ارم را ندیدند؟ و صخرهتراشانِ ثمود و سپاهِ میخکوبِ فرعون چه شدند؟ طغیان کردند و در شهرها فساد گستردند،
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست دوم: آیات ۱۵ تا ۲۰ ــ آزمونِ ثروت و فقر، ستم بر یتیمان و ولعِ مالاندوزی ۱. مطلعِ شعرِ آزاد انسان چه زود گمراهِ پندارهایِ خویش میشود! چون پروردگارش او را بنوازد و روزیاش بخشد، مغرورانه گوید: «خدایم مرا گرامی داشت»، و چون او را بیازماید و تنگدست سازد، زبان به ناشکری گشاید که: «خدایم مرا خوار کرد»! هرگز چنین نیست! بلکه شما یتیمان را اکرام نکردید، بر اطعامِ درماندگان یکدیگر را ترغیب ننمودید، میراثِ ضعیفان را یکجا و
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست سوم (خاتمهی): آیات ۲۱ تا ۳۰ ــ زلزلهٔ قیامت، حسرتِ ستمگران و ندایِ بازگشتِ «نفسِ مطمئنه» ۱. مطلعِ شعرِ آزاد هرگز چنین نخواهد ماند! روزی که زمین پیدرپی کوبیده و خرد گردد، و فرمانِ پروردگارت فرارسد در حالی که فرشتگان صفدرصف ایستادهاند... در آن روز جهنم را پیش میآورند و انسان بیدار میشود، اما این تذکر و یادآوری چه سودی به حالش دارد؟ با دریغ فریاد میزند: «کاش برای این زندگیِ جاودان چیزی فرستاده بودم!» هیچکس چون
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست اول: آیات ۱ تا ۵ ــ سوگند به سپیدهدمِ نینوا، شبهای دهگانه و تنهاییِ خونینِ وتر ۱. مطلعِ شعرِ آزاد سوگند به سپیدهدمی که تاریکیِ شب را میشکافد، و سوگند به ده شبِ سوزانِ محرم، آکنده از راز و نیاز و عطش؛ سوگند به جفت و به تاق، به پیوندِ ولایت و به تنهاییِ غریبِ ظهرِ دهم! و سوگند به کاروانِ شبرویی که به سوی معراجِ سرخ شتابان است؛ آیا در این سوگندها، برای خردمند و اهلِ بصیرت کلامی رسا و بیدارگر نیست؟! ۲.
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست دوم: آیات ۶ تا ۱۴ ــ نابودیِ جبابرهٔ تاریخ، تازیانهٔ عذاب و پروردگارِ در کمینگاه ۱. مطلعِ شعرِ آزاد آیا ندیدی پروردگارت با مستکبرانِ روزگار چه کرد؟ با عاد و کاخهای ستوندارِ ارم که مانندی در جهان نداشتند؟ با ثمود، آنان که صخرههای خارا را برای عمارت میشکافتند، و با فرعون، دارندهٔ لشکرهای سنگین و داربستهای شکنجه؟ آنان که در شهرها راهِ سرکشی پیمودند و تباهی گستردند، اما تازیانهٔ قهرِ الهی بر سرشان باریدن گرفت؛ هان
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست سوم: آیات ۱۵ و ۱۶ ــ آزمونِ نعمت و تنگی، فریباییِ جاه و کجفهمیِ کرامت ۱. مطلعِ شعرِ آزاد انسان چه زود ملاکهای حقیقت را گم میکند! چون پروردگارش او را بیازماید و نعمت و مکنت بخشد، سرمستانه میگوید: «خدایم مرا گرامی داشت!» و چون در بوتهٔ امتحان، روزیاش را تنگ گیرد، لب به شکوه میگشاید که: «خدایم مرا خوار کرد!» غافل از آنکه نه ثروت نشانِ برگزیدگی است، و نه فقر نشانهٔ طرد شدن؛ بلکه هر دو، کورههایِ سختِ آزمایش در
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست چهارم: آیات ۱۷ تا ۲۰ ــ انحطاطِ اخلاقی، غارتِ میراث و طمعِ سیریناپذیرِ دنیاطلبان ۱. مطلعِ شعرِ آزاد هرگز چنین نیست که میپندارید! شما نه پروایِ یتیمانِ بیپناه را داشتید و نه درماندگان را بر سفره نشاندید؛ ارثِ ضعفا را یکجا، حریصانه و بیشرمانه بلعیدید، و مالِ دنیا را چنان با شیفتگی دوست داشتید که چشمانتان بر حقیقت بسته شد! وای بر جامعهای که انسانیت را قربانیِ شکمبارگی و کیسههای زر میسازد! ۲.
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست پنجم: آیات ۲۱ تا ۲۶ ــ کوبیده شدنِ زمین، صفآراییِ ملائک و حسرتِ بیحاصل در برابرِ دوزخ ۱. مطلعِ شعرِ آزاد روزی که زمین پیدرپی و خردکننده درهم کوبیده شود، و فرمانِ دادگاهِ عدلِ پروردگار فرا رسد، در حالی که فرشتگان صفدرصف ایستادهاند... در آن روزِ هولناک، دوزخ را با غرشِ خشم پیش میآورند؛ انسانِ غافل به خود میآید، اما این بیداری چه سودی دارد؟ فریاد برمیآورد: «ای کاش برای این زندگیِ جاودان توشهای فرستاده بودم!» در
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
تفسیر عاشورایی سورهٔ مبارکهٔ «فجر» پست ششم (اتمامی): آیات ۲۷ تا ۳۰ ــ ندایِ «یا أیّتها النّفس المطمئنّة»، معراجِ ثارالله و بهشتِ ذات ۱. مطلعِ شعرِ آزاد در غوغایِ وحشتزایِ محشر، ندایی از جنسِ نور و آرامش برمیخیزد: «ای جانِ به سکونرسیده و ای روحِ آرامیافته در رضایِ حق! به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که تو از او خشنودی و او از تو خرسند است؛ در زمرهٔ بندگانِ ویژه و برگزیدهام درآی، و به بهشتِ اختصاصی و وصالِ من قدم بگذار!» سلام بر ذبیحِ تشنهلبی که در
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی
برچسب:
نویسنده: پرهام بهرامی